در بیکران دور..بر روی سنگ گور..با جوهر سرشت..با دست سرنوشت..حرفی نوشته بود..:آرامگاه عشق!
تو که آفتاب را در شفق گامهایت داری
کاش می گفتی پرستوی نگاهت
پیراهن دلم را به کدامین لانه فرستاد..........