عشق...
عشق تنها کار بی چرای عالم است،
چه ، آفرینش بدان پایان یابد.
معشوق من چنان لطیف است ،
که خود را به "بودن"نیالوده است؛
که اگر جامه ی بودن به تن می کرد،
نه معشوق من بود.
در بیکران دور..بر روی سنگ گور..با جوهر سرشت..با دست سرنوشت..حرفی نوشته بود..:آرامگاه عشق!